تبليغاتX
من در کومه‌ای کوچک

قالب پرشین بلاگ


من در کومه‌ای کوچک
همین کومه کوچک با یک دنیا رؤیا!
لینک دوستان

[ 91/01/18 ] [ ] [ فاطمه ]
سلام دوستای خوبم میدونم و میدونید که بیشتر شما منو ندیدید.

دوست دارم بدونم این همه وقت که بهتون نظر دادم و مطالبمو میخوندید منو تو ذهنتون چطوری تصور میکنید؟؟؟

از نظر قیافه ؟

اخلاق و رفتار و دین و مذهب؟

[ 91/02/25 ] [ ] [ فاطمه ]
دیروز غروب خونه تنها بودم،هیچکس نبود،تنهای تنها!

یه چندروز هست که دلم بدجورگرفته بود!

چراغ های اتاق و خاموش همزمان داشت از کامپیوترم نوحه حضرت زهرا میخوند.

منم تازه وضو گرفته بود میخواستم نماز بخونم...نمازم که تموم شد!

یادم افتاد که روز مادر!!!!!!!!

سریع به سمت تقویم رفتم دیدم23اردیبهشت روز مادر!

بی اراده و خود به خود اشک از چشام ریخت..اینقد گریه کردم که نگو..

تاریخ روز مادرو میدیدم و گریه میکردم..

خودم که مادر داشتم ولی..!

یاد یکی از بچه های تو وبلاگم افتادم که روز مادر ،مادرش پیشش نیست و بهم میگفت خیلی تنها شدم!

خیلی گریه کردم براش.

فقط میدونم خداخیلی بهش صبر داده!

تنهایی خیلی بده اونم از نوع بی مادری!!!

[ 91/02/16 ] [ ] [ فاطمه ]
واسه رسیدن امتحان خرداد ماه لحظه شماری می‌کنم...

دلم می‌خواد هرچه زودتر برسه...

دوست دارم سریع امتحان بدم...

هه!!!

لابد پیش خودتون دارین فکر می‌کنین من چقدر امتحان دوستم!!!؟

نه بابا از این خبرا نیست!

واسه اینه که دارم لحظه شماری می‌کنم که بعد امتحان خرداد مدرسه تعطیله...!!!

آخه از مدرسه خسته شدم...درسو خیلی دوست دارم ولی از مدرسه متنفرم...!

شماهم شمارش معکوستونو شروع کنین...تا تابستون بیاد..

به امید آن روز تعطیل...!


[ 91/02/07 ] [ ] [ فاطمه ]
سلام دوستای مهربونم....

یه سوال میپرسم دوست دارم همتون جواب بدید هر چند منو ندیدید...

اگه دزد بودید اولین چیزی که ازم می دزدیدید چی بود....؟؟؟

منتظرماااااااا...!

[ 91/01/30 ] [ ] [ فاطمه ]

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.........

حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!چرا دنیا اینطوری شده...

نمیدانم باید به کدام ساز دنیا برقصم.......

[ 91/01/07 ] [ ] [ فاطمه ]
 شبا که میخوام بخوابم باگوشی دعا ال‌یس و3بار آیت و الکرسی گوش میدم بعد میخوابم...البته وقتی تموم میشه خوابم میبره...

ولی یه چندروزی نمیدونم...نشستم توخونه یهو صدای قران و دعای ال یس به گوشم میخوره هرچی هم دنبال صدامیگردم نمیدونم از کدوم طرف میاد.همش احساس میکنم یکی داره تو گوشم قران میخونه.

شما نمیدونن برای چی؟

[ 90/12/29 ] [ ] [ فاطمه ]
 دیروز گوشی دستم بود...میخواستم برم خونه عمه جونم...رفتم سر یخچال ...برگشتم گوشی رو گم کردم هرچی دنبالش گشتم پیداش نکردم....وای اعصابم دیگه خرد شده بود اخه گذاشته بودمش تو یخچال.

[ 90/12/25 ] [ ] [ فاطمه ]

این روزا خیلی دوس دارم بارون بیاد بارون بباره منم باهاش گریه کنم باهم مسابقه بدیم...

این روزا خیلی دلم گرفته دیگه حتی حوصله ی شیطونی کردن سرکلاسو ندارم....

دوس دارم بشینم گریه کنم تاخالی شم...

خیلی دوس دارم به بچگیم برگردم...دوباره لباسای بچگی هامو بپوشم برم توی حیاط خونمون با عروسکام بازی کنم...دیگه از این سن بودن بدم میاد دلم برای بچگی هام تنگ شده...

بچه بودیم چقدر خوب بود همه به حرفات گوش میدادن..ولی الان چی...؟

بچه بودیم دل تنگ نبودیم ولی حالا چی همش دلم برای یکی تنگ میشه...

هرروز خدابزرگتر میشی و دلت تنگ تر میشه..

از روزی که بزرگ شدم فقط از خدا یه چیزخواست...

دوس دارم داد بزنم بگم خدایا همه ی خنده های امروزمو بگیر یکی از گریه های کودکی‌مو بهم پس بده!!!!

[ 90/12/20 ] [ ] [ فاطمه ]
 امروز سرکلاس دبیر داشت درس میداد منم اصلا امروز حوصله نداشتم...دیگه حوصلم سررفته بود....کلافه شده بودم از توی اون کلاس لعنتی....بعضی اوقات واقعا شیرین کلاس و توضیحات معلم ولی بعضی اوقات آدم سر کلاس کلافه میشه...

ازتوی کیفم یه برگه ی سفید درآوردم وشروع کردم به نقاشی کشیدن...کاریکاتور کشیده بودم..

چقدرم خشمل شده بود...دبیرم توی کلاس هی اینطرف میرفت هی اونطرف میرفت و درس و توضیح میداد...یهودیدم یکی بالای سرم ایستاده حواسم نبود که کی ایستاده سرمو که بالا کردم دیدم دبیره!!!!!!!

منم با پرویی تمام دوباره نقاشیمو ادامه دادم....چه زحمت هایی واسه ی اون نقاشی نکشده بودم...دبیر ازم گرفت مچالش کرد انداخت تو سطل زباله...اعصابم خرد شده بود...آخه یکی به من بگه مگه زوره به اجبار سر کلاس درس گوش بدیم.؟؟؟

[ 90/12/15 ] [ ] [ فاطمه ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همه ما رویاهایی داریم که همه روز و همه شب ما را و خواب‌های ما را و بیداری‌های ما را دنبال می‌کنند
این وبلاگ بهانه ای است برای بیان رویاهای من
با این امید که همیشه دوستی باشد
مهربانی باشد
و این آرزوی من برای همه مردم است!
لینک های مفید
امکانات وب
a href="http://martyr-gh.blogfa.com" target="_blank">جشنواره ملي مبارزان سایبری

گروه فرهنگی سایبری خیبر



مرجع خریدفروش صنعتی بک لینک فا